آدمیت به این شکل که دوست صمیمی هفت

آدمیت به این شکل که دوست صمیمی هفت ساله من با اومدن یه بی سر و پای بی نام و نشون،هوایی میشه و دوستی و خواهریش یادش میره،به واقع قضیه نو که میاد به بازار کهنه میشه دل آزاره یا شایدم به قول مامان نون به نرخ روز خوردنه،وگرنه چه دلیلی داره من و بفروشی […]

به همین سادگی!

آدم احمق که نیست هست؟! منم نیستم…بعد هشت سال دوستی دیگه زیر و بم شو میشناسم…میفهمم این دو برداشتناش،گارد گرفتناش،دفاع کردن های آتیشیش یعنی چی…!! الان،همین الانه الان،آدما به اوج بی تفاوتی و پرروییشون رسیدن…مسیله بقا س…همه فقط برای زنده موندن خودشون نیست که میجنگند ولی…مهم محو کردن موجودیت شخص دومیه که مطمین شی خللی […]

من غم،من بغض،من بی همه کس.

نباید پشت سرت نگاه کنی،نباید یهو،یه جا،یه لحظه وایسی و چی گذشته هارو ببینی….مگه نه اینکه جز گریه ای کردن آدم هیچ فایده دیگه ای نداره؟! نه نداره….!میگه تو قراره معمار بشی؟!وایی یعنی دختر من قراره معمار بشه…هیچم صدای به در و دیوار خوردن دل منُ       نمیشنوه،یعنی خودشو میزنه به نشنیدن…وگرنه کیه […]